بسیار دیدم و ترسیدمگاهی خندیدم و رقصیدمذلت و تحقیر را به جان خریدم، چون ترس داشتم از تنهایی.از آدمهای رنگارنگرنگ ها شاید مرا نفریفت، اما نگاهم را دزدید.یک کوچه خالی که انتهایش پیدا نبود.دیوارهایش کث
برچسب:
نویسنده: حامد فدایی
تاريخ: شنبه
5 مهر
1399 ساعت: 15:29